خرید بک لینک

خیلی وقتها تلاش برای رفع مشکلات دیگران و همفکری با آنها آرامشی وصف ناپذیر به ما میدهد. به این کار علاقمند میشوی و انگار نیمه گمشدهات را با ادامه اینکار پیدا میکنی.

بعد از مدتی حلقه انسی بین تو و همان آدمها ایجاد میشود و فکر میکنی که با آنها و در کنار آنهاست که خوشبختی معنا پیدا میکند.

در حین تمام موضوعات قشنگی که ممکن است در این رابطهها رخ بدهد باید مراقب خیلی چیزها باشیم. در عین خلوص و صمیمیت نباید با اعمال نظرات شخصی و کنترل نکردن دلتنگیهای غریبانه که از خیال نبودن برخی ناشی میشود مانع خوشبختی کسی بشویم. چون در این راه هرقدر هم عزیز باشی فرد مورد نظر بالاخره راه خودش را پیدا میکند و اگر همچنان بر احساسات و عواطف بی اساست اصرار داشته باشی پنهانی تو را دور خواهد زد. به همین سادگی.

با ادامه این جهالت کم کم به یک پل تبدیل میشوی و پس از مدتی به خودت میآیی و میبینی تو هیچ چیز نبودی جز یک حلقه واسط که نقشت به پایان رسیده و باید از خیال خام دوست داشتنها و دوست داشته شدنها بیرون بیایی.

انگار در زمستان سرد و سوزناک سیلی سختی به صورتت میخورد و از خواب ناز بیدار میشوی. آنوقت است که سوزش جای دستهای نامهربان را روی صورتت احساس میکنی و فراموش نمیکنی که این ضربه نتیجه مستقیم اشتباه خود توست و نباید به دنبال مقصر بگردی.

تشنه اویم که ناگفته مرا میفهمد و نانوشته مرا میخواند

برچسب: نویسنده: بردیا حیدری تاريخ: جمعه 12 شهريور 1395 ساعت: 0:30

صفحه بندی